ایلیا جووووووونایلیا جووووووون، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

ایلیا بلا گل پسر یکی یدونه دنیای ما

ایلیا جوون و مامان شمی و تنهایی.....

گل پسرم ، من و تو بیشتر روزا تنهاییم وباهم وقت میگذروونیم. چون تو زیاد به مامانی وابسته ای نمیذاری مامان ١ لحظه هم تنهات بذاره واسه همین مامانی کمتر میتوونه بیاد الانم یه کوچولو لالا کردی که من اومدم تا یه چندتا عکستو بذارم....... اینجا با مامانی تنها بودی داشتی بازی می کردی مادرجون اومد خونمون تورو برد حمام خوشگل شدی یه روسری هم بست به سرت . می می که خوردی لالا کردی خاله فاطمه میگه اینجا خیلی شبیه مامانی اینم ٢تا عکس دیگه وقتی لالا بودی مامان قربونت بره عسل عسل   این چندتا عکس رو هم بابایی ازت گرفته چه ماهی......   نیمرخ حال کن   ...
17 ارديبهشت 1392

واکسن 2 ماهگی

پسرم 26/1/91 واکسن 2ماهگیتو هم زدیم .از بین بچه هایی که بودن تو بیشتر از همه گریه کردی الهی مامان فدات بشه گل پسرم       خیلی می ترسیدم از اینکه تب کنی خیلی مراقبت بودم و خداروشکر یه چند بار تب خفیف داشتی و الان خوبه خوبی . لج بازی و نق نقت زیاد شده که عمه فاطم میگه چون بار اولت بود اینطور شدی و کم کم خوب میشی قربونت برم .... ...
31 فروردين 1392

دلشوره مامان

حالا که 2 ماهت تمام شده باید 3 تا واکسن بزنی.مامانی خیلی دلشوره داره آخه میترسه تب کنی. دل ندارم ببینم اذیت میشی اما به خاطر حفظ سلامتیت باید این واکسنارو به موقع بزنیم. خداجوونم گل پسرم اذیت نشه......     ...
26 فروردين 1392

تولد 2 ماهگی

گل پسرم امروز 2 ماهت تمام شده ، تولد 2 ماهگیت مبارک باشه ان شاالله 120 ساله بشی عسلکم .           اینجا هم رفته بودیم خونه عزیز جوووون ، رفتی حمام تمیز و خوشگل شدی. دست عزیز جوونت درد نکنه. نگاه کن عین دخملا برات روسری بستیم چقده ماهی ناززز جوونم ...
22 فروردين 1392

مقدمه

سلام به گل پسر یکی یه دوونمون ایلیا جوون.من و بابایی جوون تصمیم گرفتیم تا خاطرات و عکس هاتو توی وبلاگ بذاریم تا وقتی بزرگ شدی بتوونی اونارو مرور کنی اما تا الان شرایط جوور نبود و نشد که بیایم و عکس و خاطراتتو هر روز بذاریم.از این به بعد سعی می کنیم تا همیشه به روز باشیم.   دوستت داریم ایلیا جوون با یه دنیا عشق ...
20 فروردين 1392