پایان 11 ماهگی
عسلک مامانی امروز 11 ماهت هم به سلامتی تمام شده و پا به 12 ماهگی گذاشتی ماهگردت مبارک عسل . الانا میتونی راحت راه بری اما انگار یه کم ترس و استرس داری که با احتیاط میری مامانی فدات شه .خیلی خطرناک شدی اگه بهت بگن سمت چیزی نرو با سرعت هرچه بیشتر میری و در نهایت برمیگردی با لبخند یه نگاه میندازی .دیروز که خونه مادرجوون بودی دوییدی رفتی سمت بخاری همین دستت بخاریو لمس کرد گرفتمت خداروشکر چیزیت نشد و فقط سر چندتا انگشتت یه کوچول قرمز شده و باعث شدی که دیروز کلی واست اشک بریزم . فدای سرت اما خداروشکر که چیز مهمی نبود امیدوارم واست عبرت بشه و دیگه اون سمت نری عسلکم. راستی دوتا مروارید جدید هم به صدف نازت اضافه شده . البته فکر کنم دوتا آسیاب هم داری در میاری .جدیدا وسط بازی میای تا برعکست کنن این مدل جدیدته نگاه

کلی هم بعد این حرکت ذوق میکنی و هرکی جلوت باشه بهش د (da) میکنی . خلاصه این شده یکی از علاقه مندی هات .
وقت غذا خوردن بشقاب قبول نداری و ترجیح میدی تو دیگ غذا بخوری نیگاه

نوش جونت ناز مامانی .
عاشق مدل پاهات وقت نشستنتم انقدر پاهاتو خوشمل رو هم میذاری که نگوو . اینا

تازه عسل مامان وقتی صداش می کنم میگه ب (ba) یعنی بله . البته وقتی لامپ نشونت بدن و بگن کو لامپو نگاه میکنی میگی ب (ba) که اینجا یعنی برق . یه عروسگ سگی داری بهت که میگم سگه میگه هاپ هاپ تو میگی پاپا . به توپ گاهی میگی گل گاهی میگی پا و آخرشم هرچی که نمیدونی میگی گاگا .


پایان 11 ماهگی
