تجربه و عبرت گرفتن ایلیا جوووون
عسلکم ، از وقتی دستت به بخاری خورده خیلی ترسیدی و دیگه نزدیک بخاری و شومینه نمیشی و هرکیم نزدیکش ببینی داد میزنی میگی بووو بووو خلاصه عبرتی شده واست که دیگه حتی سمت دیگ داغ و کتری هم نمیری .هرچند که خداروشکر دستت آسیب ندید اما این تجربه باعث شده تا بیخیال چیزای خطرناک شی و حالا خیالم آسوده تر شده .
نانازم اون دفعه یادم رفت بنویسم که پسرم بابای هم میکنه البته دست تکوون دادن که واسه چند ماه پیشته اما الانا که از در بری بیرون میگی بابای .
امروز آقا بابایی و ایلیا جوون رفتن باهم یه دور کوچول زدن و برگشتن .بعدش بابایی یه چندتا عکس از نازم گرفته که الان میبینیش .
این عکسارو بابایی گرفته و مامانی هم مشغول بازی باهاته





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تجربه و عبرت گرفتن ایلیا جوووون
